منطقه 7

نیش و نوش

نویسنده: ص.خواجوی راد
نیش ما نوش است‌ای صاحب خرد نوش جان آنكه نیشی می‌خورد!
1393/12/10
لالایی برای بچه‌ها
شب‌های زمستان، شب‌های طولانی است و جان می‌دهد برای قصه گفتن و لالایی خواندن برای بچه‌ها.
برای كمك به پدر و مادرها، كه وقت ندارند لالایی یاد بگیرند، چند تا «لالایی» فولكلوریك مدرن شده، تقدیم می‌شود. پدر و مادرها هم می‌توانند لالایی‌های خودشان را ـ اگر بلدند! ـ برای استفاده دیگران به نیش و نوش بفرستند كه خواب دنیوی و ثواب اخروی دارد!
لطفاً با آهنگ مربوط بخوانید:
لالای، لای لای گل پونه
موهاتو می‌زنم شونه
صدای داد و فریاده
گمونم باشه صابخونه!
***
لالای، لای لای گل مینا
بخواب آروم جون بابا
بگو بابات بشه قایم
الان میان طلبكارا
***
لالای، لای لای گل خشخاش
بخواب اما مواظب باش!
بابات 10روزه بیكاره
گروی «نه» شده «هشتاش»!
**
لالای، لای لای گل مریم
چرا جیغ می‌زنی هر دم؟
نكن «زر زر» بگیر آروم
منم خوابم میاد كم‌كم
ـ چراغ‌ها خاموش می‌شوند. مادر و بچه به خواب می‌روند. تا لالایی بعدی، لای لای!

مدیرعامل اتحادیه سراسری زنبورداران گفت: عسل تقلبی می‌سازند
پشیمان از عسل خوردن!
تا به دست آریم مقداری عسل
چند روزی گرد ایران گشته‌ایم
لیك پیدامان نشد دلخواه مان
از عسل خوردن پشیمان گشته‌ایم
عسل‌خور قهار
صدای خس و خس
شد هوا بارانی و از راه سرما می‌رسد
نوبت سرماخوران! حضرت ما می‌رسد
از صدای خس‌خس و فین‌فین سرماخوردگان
بانگ سمفونی ز فرش تا عرش اعلا می‌رسد
بچه سرما می‌خورد می‌افتد اندر رختخواب
بعد از آن نوبت به مامان و به بابا می‌رسد
می‌شود ممنون ز دکتر، بچه «اهل فرار»
تا که برگ مرخصی او به امضا می‌رسد!

هست ما را در اداره فرد همکاری که او
فیس و بادش از زمین تا به ثریا می‌رسد
از دهانش آب جاری می‌شود تا چانه‌اش
آب بینی از دماغش تا دم پا می‌رسد
می‌کند فواره‌سان آب دهان خویش پخش
آخرالامر کار ما با او به دعوا می‌رسد!
نیش و نوش: شما خواننده گرامی شاهد باشید که دعوا را چه کسی شروع کرد!؟
سرماخورده پاکزاد

خالی‌بندی شاعران عاشق!
هر آدمیزاد عاشق برای جلب نظر معشوق و به‌رحم آمدن دل احیاناً سنگ او، علاوه بر گریه و زاری و «ننه‌من‌غریب» به چاخان‌هایی دست می‌زند كه تنها از قبیل او برمی‌آید! عاشق اگر شاعر هم باشد نتیجه خالی‌بندی‌هایش اشعار زیر است كه توسط همكار «مچ‌گیر» ما بر پرده افشا افتاده است:
* اگر به دست اشارت كنی به جانب من
پرد به سوی تو روحم، چو مرغ دست‌آموز!
شعر بالا (در واقع خالی‌بندی بالا) از اهلی شیرازی بود.

حالا از جامی بشنوید:
* هر شب ز غمت بس كه دل زار بگرید
از ناله زارم در و دیوار بگرید!
مسئول ریزش دیوارها پیدا شد!

دهقان سامانی در این‌باره گفته است:
* مقام عشق بنازم كه نیش بر رگ لیلا
زنند و از رگ مجنون خسته خون به درآید!

درویش دهكی قزوینی تك‌بیتی در خالی بندی دارد:
* گفته‌ای: درویش جان ده! در طریق عاشقی
كار دشواری بفرما! این خود آسان من است

این تك بیت هم از همایون پادشاه بابری هند كه شعر هم می‌گفت به یادگار مانده:
* روز وصل است، به یك غمزه بكش زار مرا
به شب هجر مكن باز گرفتار مرا

اما از سعدی علیه‌الرحمه بشنوید كه با گریه‌اش دریا ساخته است:
* قاصد رود از پارس به كشتی به خراسان
گر چشم من اندر عقبش سیل براند
قابل توجه ادارات آبفا كه دلواپس كمبود آب در تابستان هستند. با استخدام چند شاعر عاشق‌پیشه صورت مسئله را می‌توانند پاك كنند.

در معنای حراجی
با نزدیک شدن عید سعید باستانی، اصناف دلرحم برای کمک به جماعت حقوق‌بگیر به حراج موجودی خود می‌پردازند. شما هم وقت خواندن شعر زیر، پاهایتان را از هم فاصله بدهید و انگشتان دست‌هایتان را باز کنید و کف آنها را محکم به هم بکوبید و بخوانید!
حراج کردم!
آتش زدم به مالم، آن را حراج کردم!
آسوده شد خیالم، آن را حراج کردم!
من عاشقم به خدمت، افتاده‌ام به زحمت
رحمی بکن به حالم، آن را حراج کردم!
در فکر مردمم من، کی مثل کژدمم من!
بر کار خود ببالم، آن را حراج کردم!
کردم بسی تجارت، بردم بسی خسارت
شد جنس‌ها وبالم، آن را حراج کردم!
در وقت هوشیاری، از من مخواه کاری
در خواب و در خیالم، آن را حراج کردم!
حراجی‌زاده یک‌کلام

برای حفظ بهداشت، كهنه‌فروشی‌های مناطق جمع‌آوری می‌شوند ـ جراید
كهنه خر!
اكبر آقا كه كاسب زبلی است
فكر او دفع هر ضرر باشد
تا برد سود از خرید و فروش
گفت با من: كه كهنه خر باشد!
جریمه مشمولان فراری میلیونی شدچه كسی مسئول است؟
هر كه را هست پولكی موجود
رد كند این جریمه خیلی زود
رد نسازد اگر، شود سرباز
بنده مسئول آن نخواهم بود!

بزرگان گفته‌اند
ـ مردان هرگز نه همه آنچه را که «می‌خواهند» انجام می‌دهند و نه همه آنچه را که «می‌توانند»
ولتر
ـ هر یک از وقایع زندگی انسان مانند پیچ‌های یک جاده است. منظره‌ها عوض می‌شود و وقایع گذشته کهنه می‌شود.
ویکتور هوگو
ـ دروغ مانند توده برفی است که هر چه آن را بغلتانی بزرگ‌تر می‌شود.
لوتر
ـ اگر چون کودکان نشوید هرگز به ملکوت آسمان راه نخواهید یافت
هرمان هسه
ـ ما وظیفه داریم وجودمان را برای نزدیکان، خویشان، هم‌میهنان و بالاخره همه بشریت مفید سازیم.
کنفوسیوس
از خلستان بعدی
در داشتن پارتی
حكایت: رئیس كارگزینی اداره را پرسیدند برای ورود به اداره، از پارتی و سواد كدام بهتر است؟
گفت: آن را كه پارتی است به سواد حاجت نیست!
مباش غره به خود، ای که با سواد استی
هزار همچو تو سرگشته در خیابان است
كسی شود به ادارات دولتی داخل
كه یك معرّف او حضرت فلان‌خان است

با نزدیك شدن عید باستانی، مرغ و میوه هم به گرانی نزدیك می‌شود!
mantaghe-10-ostad-khajavi-25.jpg
كارمند: من بی‌«مایه» كه باشم كه خریدار تو باشم!



مدیرعامل آبفای كشور: در صورت عدم صرفه‌جویی مصرف‌كننده‌ها، تابستان 94 آب جیره‌بندی می‌شود.
mantaghe-10-ostad-khajavi-26.jpg
ـ خانم! زحمت بكش این دو تا بشكه را آب كن برای تابستون!







ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code