منطقه 8

افطاری در سرای محله

نویسنده: سبا محسنی‌نژاد
هوا کم کم رو به تاریکی می‌‌رود. صدای قل قل کتری بزرگ با زمزمه‌های خواندن قرآن به هم می‌پیچد و سکوت سرای محله را می‌شکند. سفره خیلی وقت است که پهن شده، البته نه به سبک سنتی روی زمین که سفره افطار را روی میزهای چوبی پهن کرده‌اند....
1396/03/29
 هوا کم کم رو به تاریکی می‌‌رود. صدای قل قل کتری بزرگ با زمزمه‌های خواندن قرآن به هم می‌پیچد و سکوت سرای محله را می‌شکند. سفره خیلی وقت است که پهن شده، البته نه به سبک سنتی روی زمین که سفره افطار را روی میزهای چوبی پهن کرده‌اند. صدای اذان که بر می‌خیزد هنوز دسته‌ای از بانوان محله در اتاقک فرهنگی مشغول تلاوت قرآن هستند. اینجا سرای محله تسلیحات است، جایی که 6 سالی می‌شود پاتوق فرهنگی ‌سرا، در ماه رمضان هم ختم قرآن برگزار می‌کند و هم سفره افطاری ساده‌ای پهن که هم‌محله‌ای‌ها را در کنار یکدیگر گردهم می‌آورد. سفره افطاری که خوش‌رویی و مهربانی میزبانان آن زبانزد اهالی محله است.

صفا و صمیمیت اهالی محله
صفا و صمیمیت شاید بهترین واژه برای توصیف روحیه جمعی از بانوانی محله تسلیحات باشد که حالا با سرای محله همکاری می‌کنند. از آن دست صمیمیت‌هایی که بوی آن را فقط می‌توان از محله‌های قدیمی تهران که هنوز اصالت محلی خود را حفظ کرده‌اند شنید. پهن کردن سفره افطار هر روز با هزینه‌های جاری کار ساده‌ای نیست اما از آن زمان که سرای محله تسلیحات در جنب باشگاه دیهیم به بهره‌برداری رسید، بساط افطار هم در این ‌سرا پهن و میزبان روزه‌داران شد. پیش از اینکه برنامه‌های فرهنگی و مذهبی برای ماه رمضان در این ‌سرا پا بگیرد برنامه‌های زیارت عاشورا روز‌های دوشنبه‌ها آغاز شد. زیارت عاشورا با آنکه صبح‌ها برگزار می‌شد و بیشتر فرصتی برای حضور زنان بود اما مردان محله را هم به این برنامه کشاند تا اینکه ماه رمضان فرا رسید و ایده برگزاری افطاری ساده روزانه با تلاوت یک جزء از قرآن قبل از اذان مطرح شد. حالا 6 سال متوالی است که مسئولان سرای محله هر روز سفره‌ای را با کمک جمعی از بانوان محله برای روزه‌داران پهن می‌کنند. اینها گفته «عباس اکبری» مدیر سرای محله تسلیحات است. اما مهم‌تر از سفره افطاری که این روزها در این‌سرا پهن می‌شود، حضور نیرو‌های داوطلبی است که برای کمک به این سفره از دور و نزدیک اینجا گردهم می‌آیند.

 چیدن سفره افطار
ساعت 6 و نیم بانوان محله برای تلاوت قرآن به‌سرا می‌آیند و آنهایی که دوست داشته باشند برای افطار می‌مانند. سفره‌سرا ساده و بی‌تکلف است اما تنوع هر روز آن حفظ می‌شود. یک روز نان و پنیر ساده، روز دیگر املت یا آش یا حلیم. علاوه بر مسئولان خود سرا، بانوانی زیادی داوطلبانه برای کمک به اینجا می‌آیند. «نرگس جلیلی» یکی از افرادی است که از همان ابتدای برنامه‌های سفره افطار همراه مسئولان سرای محله بوده و بدون آنکه چشمداشتی داشته باشد برای کمک به اینجا می‌آید. می‌خواست امسال بیشتر در خانه بماند و کمتر به‌ سرا بیاید. بچه‌هایش از آب و گل درآمده‌اند و حالا روزه می‌گیرند و او هم باید به حساب و کتابخانه برسد اما فقط روز اول ماه رمضان را نیامد و از روز دوم طاقت نیاورد و برای کارهای افطاری خودش را به‌ سرا رساند. آبدارخانه طبقه دوم‌ سرا را نشان می‌دهد و می‌گوید: «اول روی یک گاز کوچک با یک شعله املت و آش و... درست می‌کردیم که حالا خدا را شکر وضعیت بهتر شده و گاز گرفتیم و راحت‌تر پخت و‌پز می‌کنیم.» اما آن‌چنان بانوان محله روابط خود را حفظ کرده‌اند که جلیلی می‌گوید که گاهی شب‌ها برای آنکه کارهای افطاری فردا یا همان روز را انجام دهند در همین سرای محله می‌خوابند. اما نکته سخت ماجرای جلیلی و دیگر اعضای این پاتوق محلی این است که آنها صفر تا صد هر غذایی را خودشان تهیه می‌کنند: «اگر سبزی یا پیاز داغ بخواهیم همه را خودمان می‌گیریم و درست می‌کنیم. یادم می‌آید برای یکی از مراسم‌های زیارت عاشورا مربای هویج درست کردم آن هم برای جمعیت زیاد که واقعاً کار سختی بود.» قدیم‌ترها کار برای آنها سخت‌تر بود چراکه همه ظرف و ظروف پذیرایی از استکان‌ها گرفته تا بشقاب‌ها چینی بود: «خیلی سخت بود گاهی تا ساعت 11 شب می‌ماندیم تا استکان‌ها و ظرف‌ها را بشوییم. اما حالا ظرف‌های یکبارمصرف می‌گذاریم که کار را ساده‌تر کرده است.» جلیلی «فرحناز ستاریان» را معرفی می‌کند و می‌گوید که کارهای پخت‌و‌پز غذاهای افطار و زیارت عاشورا با اوست. ستاریان می‌گوید: «اهالی برای پهن شدن این سفره مشارکت می‌کنند، می‌بینید یک نفر خرید سبزی را برعهده می‌گیرد و نفر دیگر وعده‌های غذایی مثل آش و عدسی می‌آورد، هرکسی متناسب با توان خودش در این کار کمک می‌کند.» او هم مانند جلیلی نمی‌تواند از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کند: «اگر بخواهم این برنامه را تعطیل کنم به قول خانم جلیلی عذاب وجدان می‌گیریم. وقتی اینجا برای افطار کار انجام می‌دهیم سبک می‌شوم و از اینکه می‌توانم خدمتی به مردم بکنم حال خوبی دارم. شاید باورتان نشود اما مهمان‌های اینجا مثل مهمان‌‌های خودم هستم و دوست دارم همه چیز به نحو احسن انجام شود.» به گفته ستاریان خودش اثرات ویژه این کارمعنوی را در زندگی‌اش دیده که چطور گرفتاری‌ها و مشکلات زندگی‌اش به واسطه آن حل شده است.

مهربانی و خوشرویی مسئولان برگزارکننده
سفره افطار در پارکینگ ‌سرا برپا شده است؛ روی میزهای چوبی کلاس‌های درس سرا.
با آنکه اذان را گفته‌اند اما بانوان به تدریج کلاس را تعطیل می‌کنند و برای افطاری پایین می‌آیند. اینجا از زنان مسن گرفته تا دختران 8 یا 9 ساله همراه با مادرانشان برای افطار می‌آیند. «زهرا بتول گل‌محمدی» یکی از کسانی است که همیشه در جلسات جزءخوانی ماه رمضان و افطار حضور دارد. او می‌گوید: «از این برنامه قرآن‌خوانی و افطار روحیه می‌گیریم. مسئولان ‌سرا به‌ویژه آقای اکبری آنقدر خوب و خوش برخورد هستند و با محبت رفتار می‌کنند که اینجا برنامه افطار به ما خوش می‌گذرد.» «مریم خجسته» معلم آموزش قرآن سراست. او هم بعد از اتمام کلاس برای افطار مانده است. خجسته معتقد است که اگر این افطاری برای تمامی اعضای خانواده باشد بهتر است چراکه بانوان راحت‌تر و بدون دغدغه در کلاس‌های قرآن شرکت می‌کنند و به اینجا می‌آیند. بهتر است اطلاع‌رسانی بیشتری در این زمینه انجام شود تا شهروندان بیشتری برای آموزش قرآن به این برنامه بپوندند.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code