منطقه 8

زشت و زیبای زندگی یک قهرمان

نویسنده: معصومه مهدیانی
کشورهای توسعه‌یافته سعی می‌کنند از تجربه قهرمانان ورزشی خود به بهترین وجه استفاده کنند. اما‌گو اینکه اینجا اوضاع فرق می‌کند. نمونه‌اش قهرمان و ملی‌پوش سابق کشتی ایران که چند سالی است به تهران و محله تسلیحات کوچ کرده است....
1396/03/29
 کشورهای توسعه‌یافته سعی می‌کنند از تجربه قهرمانان ورزشی خود به بهترین وجه استفاده کنند. اما‌گو اینکه اینجا اوضاع فرق می‌کند. نمونه‌اش قهرمان و ملی‌پوش سابق کشتی ایران که چند سالی است به تهران و محله تسلیحات کوچ کرده است. او سال‌هاست که دوبنده را از تن خارج کرده و چهار گوشه تشک کشتی را بوسیده تا به قول خودش برای امرار معاش و گذران زندگی از اندیشمک به تهران بیاید و «دوخم یخچال‌ها را بگیرد و اجاق گاز‌ها را بلند کند»! صحبت از اکبر حسینی، پسر خونگرمی است که از سال‌های 74و 75 کشتی را شروع کرد اما در ادامه، مسیر زندگی‌اش به سمت و سویی رفت که مجبور شد از ورزش کشتی کناره بگیرد و با کارگری نان حلال به خانه و سر سفره ببرد. او این روزها با مسافرکشی در منطقه و یک مغازه نیم‌بند حمل‌ونقل اثاثیه روزگار می‌گذراند.

 15 سال کشتی و قهرمانی
اکبر حسینی تابستان 1361 در استان خوزستان و شهر اندیمشک به دنیا آمد. در سال‌هایی که کشور و شهر‌های جنوبی نخستین سال‌های جنگ و نبرد طولانی با کشور متجاوز عراق و رهبرش صدام حسین را پشت سر می‌گذاشت: «به شکل حرفه‌ای از سال 1374‌ـ 75 کشتی فرنگی را زیر نظر برادران اسفندیاری یعنی مهرداد و ایرج شروع کردم. مربی‌هایی که بعدها دستیار بنا  و مربی تیم‌ملی شدند. تا سال 1390و نزدیک به 15 سال در وزن 55‌کیلوگرم کشتی گرفتم. در تمام رده‌های سنی از نونهالان تا بزرگسالان برای استان خوزستان در مسابقات شرکت می‌کردم و چند قهرمانی استانی و کشوری در مسابقات مختلف مانند جام تختی را به‌دست آوردم. در المپیاد دانش‌آموزی برای ایران کشتی گرفتم. چندین بار در مسابقات انتخابی تیم‌ملی کسب مقام کردم و به اردوی تیم‌ملی راه یافتم.»

 بیکاری و مهاجرت  به تهران  
حسینی داستان مهاجرتش به تهران و فاصله گرفتن از کشتی را هم این‌گونه تعریف می‌کند: «سال‌هایی که کشتی می‌گرفتم کارمند شرکت مخابرات اندیمشک بودم. اما حدود 7 سال پیش تعدیل نیرو کردند و تعدادی از کارمندان از جمله من شغل‌مان را از دست دادیم. در همان سال‌ها پدرم که بزرگ‌ترین حامی و پشتیبان من بود هم به رحمت خدا رفت. مهم‌ترین دلیل کشتی گرفتن من خدابیامرز پدرم بود. هر شهری که مسابقه داشتم همراه من می‌آمد و کنارم بود. اگر برنده می‌شدم از من خوشحال‌تر بود و اگر می‌باختم تا 2 هفته قهر می‌کرد تا برای موفقیت بیشتر تلاش و تمرین کنم. این شرایط دست به دست هم داد تا دور کشتی را خط بکشم و همراه زن و بچه‌ام برای پیدا کردن کار به تهران بیایم.»

 مجبور شدم
از اینجا به بعد است که کار قهرمان کشتی ما به‌جای نبرد روی تشک کشتی به گلاویزشدن با اسباب و اثاثیه مردم و کول‌اندازی یخچال و اجاق گاز می‌رسد: «وقتی به تهران آمدم مجبور شدم کارگری کنم و به یک شرکت حمل اسباب و اثاثیه در محله مجیدیه شمالی بروم. دیگر کشتی را بوسیدم و کنار گذاشتم و کارم شد گلاویز شدن و کشتی گرفتن با یخچال و اسباب اثاثیه مردم. تا 6 سال پیش تک و توک کشتی می‌گرفتم و تمرین می‌کردم اما خب مشغله زندگی از یک طرف و مشکلات‌کاری از طرف دیگر باعث شد کلاً دور ورزش و کشتی را خط بکشم. کار حمل‌ونقل اسباب و اثاثیه مردم ساعت و زمان مشخصی نداشت. هر وقت که زنگ می‌زدند باید سرکار می‌رفتیم، روز و شب هم نداشت. راستش را بخواهید بعد از فوت پدرم، خودم هم دیگر انگیزه‌ای برای کشتی گرفتن نداشتم. بعد از چند سال کار کردن آنقدر به بدنم فشار آمد که مهره‌های کمرم سیاه شد و دیگر نتوانستم باربری و کارگری کنم. در این سال‌ها خیلی سختی کشیدم تا خرج و مخارج زندگی و بچه‌های 10 و 3 ساله‌ام را دربیاورم.»

این روزها مسافر‌کشی می‌کنم
حسینی این روزها با مسافر‌کشی و مغازه نیم‌بند حمل‌ونقل اثاثیه خرج زندگی‌اش را در می‌آورد: «بعد از اینکه دیگر نتوانستم کارگری کنم با ماشین پرایدم در خیابان‌های منطقه مسافر‌کشی می‌کنم. یک روزهایی درآمدش خوب است و یک روزهایی هم پول بنزین ماشین هم در نمی‌آید. یک مغازه حمل اثاثیه هم در محله تسلیحات راه انداخته‌ام که البته هنوز جواز ندارد و درحال طی کردن مراحل اداری‌اش هستیم. بالاخره باید خرج زندگی از جمله 800 هزار تومان کرایه ماهانه را یک جور تأمین کنم. این همه سال کارگری کردم اما آخرش چیزی جز بیماری و آسیب‌دیدگی برایم نماند.» قهرمان سابق می‌گوید چند پیشنهاد برای مربیگری کشتی هم از طرف دوستانش دریافت کرده اما چون این کار صرفه اقتصادی ندارد و توان جسمی خودش هم نمی‌کشد دنبال مربیگری نرفته است: «یکی دوبار دوستانم پیشنهاد دادند برای کار مربیگری به باشگاه آنها بروم اما درآمد ماهانه این کار 200 تا 300 هزار تومان است! از طرف دیگر توان بدنی خودم هم نمی‌کشد تا دوباره سمت کشتی بروم و مهره‌های کمرم اذیت می‌کند. برای مربیگری باید چند ساعت در روز وقت بگذاری اما تهش چیزی دست آدم را نمی‌گیرد. فعلاً مجبورم با مسافر‌کشی در خیابان‌ها خرج زندگی‌ام را دربیاورم. امیدوارم مراحل اداری کسب جواز باربری زودتر طی شود»

محله‌های شرق تهران را دوست دارم
قهرمان سابق کشتی ایران دلیل آمدنش به منطقه ما و محله تسلیحات را حضور اقوام و فامیلش در محدوده شرق تهران عنوان می‌کند: «زمانی که تصمیم گرفتم برای کار به تهران بیایم منطقه 8 و تسلیحات را انتخاب کردم. با توجه به اینکه اقوام ما در شرق تهران سکونت دارند با این محله‌ها آشنا بودم. از همان زمانی که ساکن خوزستان بودم دوست داشتم اگر روزی به تهران آمدم خانه‌‌ام سمت شرق و محله‌هایی مانند هفت‌حوض و نارمک باشد چون محله‌های زیبایی هستند و جو خوبی دارند. از طرف دیگر با کمک فامیل و اقوام در همین محله در یک شرکت حمل‌ونقل اثاثیه مشغول به کار شدم.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code