منطقه 9

برای دفاع‌از آرامش ما رفـت

نویسنده:
این روزها نگاهت را در کوچه‌پسکوچه‌های منطقه که بگردانی، نام و یاد شهدایی را‌خواهی دید که کوله‌بارشان را به تازگی از این محله بسته‌اند و نام شهدای مدافع حرم گرفته‌اند...
1396/03/27
  این روزها نگاهت را در کوچه‌پسکوچه‌های منطقه که بگردانی، نام و یاد شهدایی را‌خواهی دید که کوله‌بارشان را به تازگی از این محله بسته‌اند و نام شهدای مدافع حرم گرفته‌اند. شهادتی که این‌بار نه در خاک خودمان، بلکه برفرسنگ‌ها دورتر از این سرزمین، نصیب دریادلانی آسمانی می‌شود تا مردم این مرز و بوم در آرامش و امنیت زندگی کنند. 10مرد آسمانی که نام و نشانشان برسردر کوچه‌های این منطقه نصب شده است. اهالی محله سال‌های متوالی با آنها زندگی کرده‌اند و از این شهدا خاطرات به یاد ماندنی دارند. 27خرداد سالروز شهادت یکی از این مردان بزرگ است. 2فرزند دردانه «اسدالله ابراهیمی» شهید مدافع حرم منطقه یک سال است که صدای پدر را نشنیده و صورتش را ندیده‌اند. 

13سالگی و شور دفاع
شهید «اسدالله ابراهیمی» از نوجوانی بسیجی بود و در مسجد علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) محله مهرآبادجنوبی خدمت می‌کرد. در دوران جنگ تحمیلی وقتی دید 3 برادرش به جبهه رفتند با وجودی که 13 سال بیشتر نداشت، شناسنامه‌اش را دستکاری کرد و توانست به جبهه برود. تا آخر جنگ و عملیات مرصاد در جبهه‌ ماند. همیشه حسرت می‌خورد که چرا شهادت نصیبش نشده است. دفاع از حرم اهل‌بیت(ع) بهانه خوبی شد تا اسدالله راهی شود. تقدیرش این بود که در سوریه شهید شود. او از همان جوانی دلش را با شهدا و رشادت‌هایشان عجین کرده و به همین خاطر هم در خدمت خانواده شهدا و پای ثابت برگزاری یادواره‌ها وکنگره‌های شهدای منطقه بود.

راهی که او را به آسمان رساند
وقتی که دید متجاوزان می‌خواهند حرمت حرم بی‌بی را بشکنند سودای رفتن کرد. با اوج گرفتن جنگ در سوریه هم اخبار را دنبال می‌کرد و هم در تلاش بود تا بتواند راه رفتنش را هموار کند. برای اینکه خانواده‌اش را آماده رفتنش کند، عکس‌ها و فیلم‌هایی را که در گروه‌های تلگرامی می‌دید به آنها نشان می‌داد. بالاخره پاسپورتش را گرفت. گفت: «اگر قسمتم شود به سوریه می‌روم. حضرت زینب(س)، نامه رفتنم را امضا کرده است. وقتی بعد از 2ماه از نخستین اعزامش، به خانه بر می‌گردد همه متوجه می‌شوند که او اسدالله چند ماه قبل نیست و هنوز نیامده، عزم رفتن کرد. «معصومه قنبری» همسر شهید درباره دلنگرانی‌های همسر شهیدش می‌گوید: «به دلم افتاده بود اسدالله شهید می‌شود. همیشه می‌گفت ما که رفتنی هستیم کاش شهادت نصیب‌مان شود. اغلب در پیامک‌هایش از من حلالیت می‌طلبید و می‌گفت: «خدا ارزش کارت را می‌داند. در شرایطی که بچه‌ها کوچک هستند راضی به رفتنم شدی.» هربار به او می‌گفتم با من درباره شهادت صحبت نکن. بمان و در رکاب آقا شهید شو.» می‌گفت آقا فرمان دفاع از حرم داده است. وقتی زینب به دنیا آمد. موقع انتخاب نامش گفت: «می خواهم نام دخترمان را زینب بگذارم. حسین به خواهری صبور مانند زینب نیاز دارد.» آن روز متوجه حرفش نشدم، او می‌دانست رفتنی است.» صبح روز آخر که می‌خواست به سوریه برود قرار بود ساعت 5 صبح بیدار شود. دقایقی به ساعت پنج مانده بود که تعدادی از کتاب‌های داخل قفسه کتابخانه روی میز عسلی کنار کتابخانه واژگون می‌شود. صدای بلند شکستن شیشه میز و ریختن کتاب‌ها، اسدالله را از خواب بیدار کرد. گویی آن کتاب‌ها مأمور بیدار کردن شهید بودند. او راهش را انتخاب کرده بود.

تکیه گاهی برای مادر
شهید اسدالله ابراهیمی، از مدت‌ها پیش درباره فرهنگ شهادت و ایثار با پسرش حرف‌ زده بود. هر شب با حسین به مسجد محله‌شان می‌رفت و هر بار که به خانه باز می‌گشتند سر و صدایشان فضای خانه را پر می‌کرد. پدر و پسر اغلب با هم کشتی می‌گرفتند. او وقتی به مرخصی می‌آمد با حسین درباره بچه‌های سوری که در روستاها محاصره بودند و حتی آب برای خوردن نداشتند صحبت می‌کرد. با این حرف‌ها می‌خواست به حسین یاد دهد قدر نعمت‌های خدا را بداند و اسراف نکند. امروز حسین، با تربیت و آموزش‌های پدر بزرگ‌تر از سنش به نظر می‌رسد. او تکیه گاهی برای مادر و خواهرش است.

آچار فرانسه برای کار خیر
همه اعضای خانواده و اقوام و آشنایان به او اعتماد می‌کردند و می‌دانستند اگر خواسته‌ای داشته باشند با جان و دل انجام می‌دهد. تا آن کار انجام نمی‌شد دست‌بردار نبود. به‌ویژه اگر پای دستگیری از نیازمندی در میان بود. او بسیار مهربان و مسئولیت‌پذیر بود و حامی خانواده. «آقا در خدمتیم، کاری ‌دارید کمک کنم» تکیه کلامش بود. هر بار، آشنا یا دوست و همسایه‌ای را می‌دید این جمله را می‌گفت. با وجودی که درآمد زیادی نداشت، اما دوست داشت هر کمکی از دستش بر می‌آید برای دیگران انجام دهد. کمک‌هایش به آشنایان و اقوام باعث شده بود تا نزدیکانش لقب آچار فرانسه را به او بدهند.

امنیت را مدیون آنها هستیم
«سوریه و عراق به ما چه ربطی دارد؟» «جنگیدن در آن سوی مرزها اشتباه است.» «مدافعان حرم پول می‌گیرند.» یا جملاتی از این دست را حتماً شما هم شنیده‌اید. برخی‌ها حضور مدافعان حرم را در آن سوی مرزها نقد می‌کردند و‌کاری بیهوده می‌دانستند، اما بعد از ناآرامی‌های اخیر در حرم مطهر امام(ره) و مجلس شورای اسلامی که منجر به شهادت تعدادی از هموطنان‌مان شد، خیلی‌ها نظرشان تغییر پیدا کرد. همین موضوع بهانه‌ای شد تا به سراغ اهالی برویم و از آنها بخواهیم که بعد از حادثه‌‌‌ تروریستی روز دوازدهم ماه مبارک رمضان توسط تکفیری‌ها، نظرشان را درباره ایثار مدافعان حرم بگویند.

شجاعت‌شان قیمت ندارد
بعضی‌ها می‌گویند که مدافعان حرم در عوض گرفتن پول برای مبارزه با تکفیری‌ها می‌روند و پول‌های کلانی هم می‌گیرند، اما به نظر من‌کاری که آنها می‌کنند، فراتر از پول است. دل کندن از همه تعلقات دنیایی و سینه سپر کردن مقابل دشمن چقدر قیمت دارد؟ اصلاً می‌شود روی آن قیمت گذاشت؟ این ازخودگذشتگی آنقدر ارزشمند است که با هیچ پولی نمی‌شود روی آن قیمت گذاشت.  
فرهاد خنجری، محله امامزاده عبدالله(ع)

نبودند، امنیت نداشتیم
در سال‌های گذشته خیلی‌ها با حضور مدافعان حرم در عراق و سوریه مخالفت می‌کردند و تصورشان این بود که حضور ما در آن سوی مرزها لزومی ندارد، اما حالا به خوبی به همه ثابت شد که اگر آنها نبودند در مملکت‌مان امنیت نداشتیم و باید به شنیدن صدای تیر، انفجار و تماشای صحنه کشتار در خیابان‌ها عادت می‌کردیم، اما از خودگذشتگی و ایثارگری آنها باعث شد که امروز کشور امنی داشته باشیم.
حسین نورآزاد،  محله سی‌متری جی

حال و هوای آنها را درک کردیم
با اینکه حضور‌‌‌ تروریست‌های تکفیری در حرم امام(ره) و مجلس شورای اسلامی چند ساعت بیشتر طول نکشید، اما همین مدت کافی بود تا حال و هوای مدافعان حرم را درک کنم. تازه این بخش مختصری از زندگی آنها بود که هر لحظه‌شان را با تیر، انفجار و رویارویی با دشمن سر می‌کنند. حالا می‌دانم که آنها چه کار مهمی را انجام می‌دهند. برای همین نباید بگذاریم که پرچم‌شان روی زمین بماند و باید راه‌شان را ادامه بدهیم.
علی فیض‌آبادی ، محله امامزاده عبدالله(ع)

قدرشان را می‌دانیم
مدافعان حرم انســــــان‌های از خودگذشته‌ای هستند که جانشان را کف دست گرفته‌ تا از ایران دفاع کنند. آنها جلو دشمن سینه سپر کرده‌اند تا هموطنان‌شان ناامنی را تجربه نکنند. بسیاری از آنها از خانواده و موقعیت‌های پیشرفت در زندگی‌شان گذشته‌اند تا در خط مقدم نبرد با تکفیری‌ها حاضر شوند. حالا که در مملکت خودمان حضور چند ساعته تکفیری‌ها را تجربه کردیم قدرشان را می‌دانیم و سربلندی آنها را از درگاه خداوند منان خواستارم.
مهدی نادی، محله استاد معین

دل شیر دارند
اینکه می‌خواهم بگویم حرفی است که به آن فکر کرده‌ام و احساسی و هیجانی صحبت نمی‌کنم. انصافاً ایستادگی و مقاومت در برابر تکفیری‌ها دل شیر می‌خواهد که هر کسی آن را ندارد. همین که بدانی اگر بروی هیچ تضمینی برای برگشتن وجود ندارد و باید با همه وابستگی‌ها و این دنیا خداحافظی کنی. با این وجود آنان که دل از همه تعلقات دنیایی‌شان می‌کنند و به سوی هدف والا و ارزشمندشان حرکت می‌کنند، دل شیر دارند.
رسول احمدپور، محله استادمعین

آشنایی با 10شهیــد مدافع حرم منطقه

سرد‌ار شهید‌: رضا فرزانه
تاریخ تولد‌: 1343
محل زند‌گی: تهران ـ محله مهرآباد‌
تاریخ شهاد‌ت: 22بهمن 1394
محل شهاد‌ت: سوریه
سن د‌ر هنگام شهاد‌ت: 51 سال
گلزار: تهران‌ـ قطعه29 بهشت زهرا(س)

سرد‌ارشهید‌: حسن رزاقی
تاریخ تولد‌: 1344
محل زند‌گی: تهران‌ـ محله امامزاد‌ه عبد‌الله(ع)
جانباز جنگ تحمیلی
تاریخ شهاد‌ت: 12 بهمن 1394
محل شهاد‌ت: سوریه ـ حلب
سن د‌ر هنگام شهاد‌ت: 50 سال
گلزار: قطعه 50 بهشت زهرا(س)

شهید‌: اسد‌الله ابراهیمی
تاریخ تولد‌: 1351
محل زند‌گی: تهران‌ـ محله مهرآباد‌جنوبی
تاریخ شهاد‌ت: 27 خرد‌اد‌ 1395
محل شهاد‌ت: مرعاته
سن د‌ر هنگام شهاد‌ت: 44 سال
گلزار: جاوید‌‌الاثر ‌ـ قطعه50 بهشت زهرا(س)

شهید‌: محمد‌رضا جبلی
تاریخ تولد‌: 1353
محل زند‌گی: تهران‌ـ محله امامزاد‌ه عبد‌الله(ع)
تاریخ شهاد‌ت: 13 فرورد‌ین 1395
محل شهاد‌ت: سوریه‌ـ خان طومان
سن د‌ر هنگام شهاد‌ت: 42 سال
گلزار: قطعه 50 بهشت زهرا(س)

شهید‌: هاد‌ی زاهد‌
تاریخ تولد‌: 1357
محل زند‌گی: تهران‌ـ محله د‌ستغیب
تاریخ شهاد‌ت: 16آبان 1395
محل شهاد‌ت: شرق حلب و مید‌ان مین
سن د‌ر هنگام شهاد‌ت: 38 سال
گلزار: قطعه29 بهشت زهرا(س)

شهید‌: جواد‌ الله‌کرم
تاریخ تولد‌: 1360
محل زند‌گی: تهران‌ـ محله مهرآباد‌
تاریخ شهاد‌ت: 19ارد‌یبهشت 1395
محل شهاد‌ت: سوریه‌ـ خان طومان
سن د‌ر هنگام شهاد‌ت: 35 سال
گلزار: جاوید‌الاثر

شهید‌: میثم مد‌واری
تاریخ تولد‌: 3 ارد‌یبهشت1363
محل زند‌گی: تهران‌ـ محله د‌ستغیب
تاریخ شهاد‌ت: 16 آبان 1394
محل شهاد‌ت: حومه حلب
سن د‌ر هنگام شهاد‌ت: 32 سال
گلزار: قطعه29 بهشت زهرا(س)

شهید‌: محمد‌حسین محمد‌خانی
تاریخ تولد‌: 1364
محل زند‌گی: محله مهرآباد‌جنوبی
تاریخ شهاد‌ت: 16آبان 1394
محل شهاد‌ت: سوریه
سن د‌ر هنگام شهاد‌ت: 30 سال
گلزار: قطعه53 بهشت زهرا(س)

پاسد‌ارشهید‌: احمد‌ اعطایی
تاریخ تولد‌: 1364
محل زند‌گی: تهران‌ـ محله شمشیری
 تاریخ شهاد‌ت: 21 آبان1394
محل شهاد‌ت: سوریه
سن د‌ر هنگام شهاد‌ت: 30سال
گلزار: قطعه 26 بهشت زهرا(س)

شهید‌: محمد‌رضا د‌هقان امیری
تاریخ تولد‌: 1374
محل زند‌گی: تهران‌ـ محله استاد‌معین
تاریخ شهاد‌ت: 21 آبان 1394
محل شهاد‌ت: سوریه
سن د‌ر هنگام شهاد‌ت: 20 سال
گلزار: امامزاد‌ه علی‌اکبر چیذر(ع)



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code