منطقه 9

تب بی‌مهری در جان یار مهربان

نویسنده: نیلوفر ذوالفقاری
وقتی با نویسنده جوان 8 کتاب منطقه همراه شدیم تا چند جلد از آخرین کتابش را به کتابخانه استادمعین اهدا کند، خبر آمد که سهم ما ایرانی‌ها از سرانه مطالعه فقط 2 دقیقه در هفته است...
1395/10/18
 وقتی با نویسنده جوان 8 کتاب منطقه همراه شدیم تا چند جلد از آخرین کتابش را به کتابخانه استادمعین اهدا کند، خبر آمد که سهم ما ایرانی‌ها از سرانه مطالعه فقط 2 دقیقه در هفته است. البته که این آمار ناامیدکننده است، اما هنوز هم برای اینکه فرهنگ مطالعه بین اهالی محله‌ها‌‌ ترویج شود دیر نشده. با «فرزام‌آبادی» کارمندی که دستی بر قلم و 2 کتاب جدید در نوبت انتشار دارد، درباره انگیزه‌اش از اهدای کتاب و حال و روز کتابخوانی در منطقه گفت‌وگو کرده‌ایم.

دورانی جامانده در بین صفحه‌های کتاب
هر وقت از افراد موفق در حوزه‌های مختلف بپرسید چطور قدم در راهی گذاشته‌اند که آنها را امروز به اینجا رسانده، حتماً به روزهای کودکی و اتفاقات سال‌ها پیش بازمی‌گردند. «فرزام‌آبادی» هم از این قاعده مستثنی نیست. علاقه او به کتاب خواندن از دوران کودکی شروع شده، وقتی سراغ کتاب‌های برادرش می‌رفته و خودش را لا به لای کلمه‌های کتاب گم می‌کرده است. او درباره آن روزها می‌گوید: «خانواده‌ام اهل مطالعه بودند و من فقط برای سرگرم شدن سراغ کتاب‌های برادر بزرگم ‌می‌رفتم. به این‌ترتیب با لذت کتاب خواندن آشنا شدم. من متولد خوزستانم. جنوب کشور ویژگی‌های خاصی دارد که باعث می‌شود اگر کسی شاعر یا داستان‌نویس نشود، جای تعجب وجود داشته باشد.» روزهای کودکی‌آبادی در جنوب کشور با کودکی بچه‌های امروز تفاوت زیادی داشته است و در غیاب تفریحات متنوع او هم مثل کودکان آن روزها راهی جز به پرواز درآوردن پرنده خیال برای سرگرمی نداشته‌ است: «یادم هست ظهرهای جمعه فیلم سینمایی از شبکه استانی پخش می‌شد و بچه‌ها یک هفته منتظر آن می‌ماندند، اما هر بار به دلایلی از جمله بمباران شهر، پخش فیلم ناتمام می‌ماند. دیگر عادت کرده بودیم که بقیه فیلم را خودمان در تخیل‌مان بسازیم و به این‌ترتیب یاد گرفتیم قوه خیالمان را قدرتمند کنیم.» برای‌آبادی و همسن و سال‌هایش که دوران کودکی را در سال‌های جنگ تحمیلی گذرانده‌اند، سرگرمی بهتر از کتاب خواندن وجود نداشته است. او با یاد‌آوری آن روزها می‌گوید: «شرایط زندگی در آن زمان، بسیاری از ما را به نوشتن دغدغه‌های اجتماعی هدایت کرد.» به این‌ترتیب‌آبادی از همان روزهای جوانی قلم در دست می‌گیرد و تا سال‌ها بعد که تحصیلاتش را در رشته روزنامه‌نگاری ادامه داده و تجربه‌هایی هم در ساخت فیلم مستند کسب می‌کند، هنوز کتاب یار جداناشدنی او باقی می‌ماند.

از خودمان شروع کنیم
نویسنده جوان منطقه که عادت ندارد روزی را بدون کتاب سر کند از سرانه پایین مطالعه در محله‌ها دل خوشی ندارد و کتاب نخواندن را ناشی از دور شدن از اندیشه می‌داند: «تیراژ کم کتاب در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که میزان مطالعه بین ما خیلی ناچیز است. با اینکه حالا امکانات متنوعی مثل کتاب‌های الکترونیکی و صوتی، مطالعه را آسان‌تر کرده اما به نظر می‌رسد مشکل جای دیگری است و آن هم از دست رفتن جایگاه کتاب در زندگی ماست.» از نظر‌آبادی اعمال سلیقه‌های شخصی در انتشار کتاب توسط ناشران، عدم وجود تبلیغات مناسب در رسانه‌های جمعی و حمایت نشدن از یک طرف و بی‌توجهی به یار مهربان از طرف دیگر باعث شده سرانه مطالعه تا این حد ناامیدکننده باشد. ‌آبادی معتقد است هرکدام از ما باید از خودمان شروع کنیم و کتاب خواندن را به روزهای بازنشستگی موکول نکنیم چراکه تأثیر مثبت مطالعه باید همین امروز در زندگی روزمره ما خودش را نشان دهد.

ضرورت ترویج فرهنگ کتابخوانی در منطقه
با اینکه این روزها نویسندگان و شاعران از کتاب نخواندن مردم گلایه دارند، اما هنوز هم ناامید نشده‌اند و سعی می‌کنند از راه‌های مختلف شهروندان را با این یار مهربان آشتی دهند. اهدای کتاب به کتابخانه محله هم یکی از این راه‌هاست که نویسنده جوان منطقه ما تصمیم گرفته آن را امتحان کند.‌آبادی می‌گوید: «به نظر نمی‌رسد با توجه به وسعت و جمعیت منطقه ما، تعداد کتابخانه‌های عمومی ناکافی باشد. مهم این است که اهالی را برای حضور در این فضاها تشویق کنیم. هربار قدم به کتابخانه‌ای در منطقه می‌گذارم، آرزو می‌کنم کاش به دوران کودکی برگردم و بتوانم بدون دغدغه ساعت‌ها کتاب‌های مختلف را ورق بزنم. به همین دلیل هم برای کتابخانه‌ها اهمیت ویژه‌ای قائل هستم.»‌ آبادی از همان روزهای ابتدای انتشار نخستین کتابش دوست داشته قیمت کتاب‌هایش کم باشد تا افراد بیشتری به سمت مطالعه بروند. او می‌گوید: «سعی کرده‌ام کتاب‌هایم را به نزدیکان، دوستان و همکارانم هدیه کنم تا سهم کوچکی در علاقه‌مند کردن آنها به مطالعه داشته باشم. در دنیای پرمشغله امروز که شهروندان بهانه‌های زیادی برای کتاب نخواندن دارند، خوب است که توجه آنها را به کتاب جلب کنیم.» البته‌آبادی معتقد است برنامه‌های مقطعی برای‌‌ ترویج فرهنگ مطالعه با اینکه در یک برهه زمانی توجه عمومی را به کتاب جلب می‌کند چندان مؤثر نیست و درست مانند اصرار برای پرورش گیاهی است که در هوای آزاد خیلی زود پژمرده می‌شود: «حتماً راه‌های مؤثری برای اصلاح سرانه مطالعه وجود دارد. به عنوان مثال به کودکان‌مان عادت دهیم کتاب بخوانند و کتاب خواندن را آغازی برای اندیشیدن و پرورش ذهن کنند.»‌ آبادی دوست دارد بچه‌های محله آنقدر کتاب‌های خوب بخوانند که اگر روزی در بزرگسالی راهشان به کتابخانه‌ای افتاد، در حسرت کتاب‌های نخوانده غرق نشوند: «ما در روزهای کودکی امکان خرید کتاب‌های موردعلاقه‌مان را نداشتیم. گاهی بین کتاب‌های متعدد کتابخانه‌ها کتاب ارزشمندی پیدا می‌کردیم که محتوای آن در ذهنمان ماندگار می‌شد. به همین دلیل دوست دارم کتابخانه‌ها امروز پر از چنین کتاب‌هایی باشد و بچه‌ها به راحتی به کتاب‌های خوب دسترسی پیدا کنند.»

ردپای شهر در کتاب‌های من
برای نویسنده جوانی که زندگی در شهرهای جنوبی کشور به‌عنوان تجربه‌ای ماندگار بر قلمش تأثیر گذاشته، کوچه‌ها و خیابان‌های شهر هرگز از بین موضوعات موردعلاقه‌اش برای نوشتن حذف نشده است. به همین دلیل دیدن عنوان «از خیابان ایرانی» در بین فهرست آثار او چندان عجیب نیست. آن‌طور که‌آبادی روایت می‌کند، شهر آنقدر در زندگی ادبی او مؤثر بوده که موضوع پایان‌نامه خود را با عنوان «بازنمایی هویت و روابط شهری در شعر زمان ما» برگزیده است. او می‌گوید: «شهر و جایگاه آن در شعر سپید مطرح و از مفاهیمی مانند شهروندی سخن گفته می‌شود. در این شعر کوچه و خیابان معنای واقعی خود را دارند و سمبل نیستند. در شعر می‌توان درباره شهر، شهروندان و دغدغه‌هایشان حرف زد.»‌آبادی با اهدای چند جلد از آخرین مجموعه شعرش با عنوان «اندوه تحمیلی» به کتابخانه استادمعین امیدوار است اگر فرصت زیادی برای گذراندن ساعات روز در میان کتاب‌های این کتابخانه ندارد، حداقل نامش را روی جلد یک کتاب در قفسه‌های کتابخانه محله و در ذهن دوستداران کتاب ماندگار کند.

برخی از آثار نویسنده هم‌محله‌ای
جن جنوبی، کتاب شعر، انتشارت آرویج، سال 1382
از بندرمعشوق، کتاب شعر، انتشارات فرهنگ ایلیا، سال 1386
کروکی بهشت، کتاب شعر، انتشارات دفتر شعر جوان، سال 1389
از خیابان ایرانی، کتاب شعر، انتشارات بوتیمار، سال 1391
پرنده مردنی نبود، کتاب شعر، انتشارات شانی، سال 1391




ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code