منطقه 9

کلاس درس بانوی هم محله‌ای در مغازه

نویسنده: نیلوفر ذوالفقاری
پرسان پرسان به مغازه‌شان می‌رسم. از همان ابتدای خیابان نشانی را به هر فردی می‌دهم راهنمایی‌ام می‌کند: «همان سوپرمارکتی که سیگار ندارد؟ کمی جلوتر تابلویش را می‌بینید.» اینجا سوپرمارکت «مهناز شمسی‌پور مقدم» و پسرش است، تنها مغازه‌ای در محله دستغیب که در آن همه چیز پیدا می‌شود جز دخانیات...
1395/10/18
 پرسان پرسان به مغازه‌شان می‌رسم. از همان ابتدای خیابان نشانی را به هر فردی می‌دهم راهنمایی‌ام می‌کند: «همان سوپرمارکتی که سیگار ندارد؟ کمی جلوتر تابلویش را می‌بینید.» اینجا سوپرمارکت «مهناز شمسی‌پور مقدم» و پسرش است، تنها مغازه‌ای در محله دستغیب که در آن همه چیز پیدا می‌شود جز دخانیات. صاحب این مغازه نوجوانان و جوانان محله را مثل پسران خودش می‌داند و دوست ندارد آنها در دام استعمال دخانیات بیفتند و به خودشان آسیب بزنند.

 همراهی مادر و پسر در یک کار فرهنگی
«مهناز شمسی‌پور مقدم» نوجوانان و جوانان محله را مثل فرزندان خودش دوست دارد، به همین دلیل با همان جدیتی که اجازه نداده پسرانش به طرف دخانیات کشیده شوند، تصمیم گرفته، نگذارد جوانان محله هم سراغ سیگار بروند. او حالا مادر مهربان همه جوانان محله است: «با خودم فکر می‌کنم هر فردی که از یک مغازه‌دار تقاضای سیگار می‌کند، عزیز یک خانواده است و افرادی نگران او هستند. به همین دلیل هم دلم راضی نمی‌شود با یک نخ سیگار هزاران آسیب متوجه او شود.» او مثل بسیاری از مادران مهربان که دغدغه سلامتی فرزندشان را دارند به جوانانی که دنبال خرید سیگار هستند توصیه می‌کند پولشان را صرف خرید مواد مغذی کنند تا سالم بمانند. البته که در این راه کمک‌های پسرش برای او قوت قلب بوده است. «جعفر قیطرانی‌نژاد» اعتقاد دارد در کاسبی نادیده گرفت. او می‌گوید: «سال‌ها به دیگران توصیه کردم، سیگار نکشند. پدربزرگ بر اثر استفاده بی‌رویه از سیگار دچار سرطان ریه شد و به رحمت خدا رفت. به همین دلیل خوب می‌دانم که سیگار کشیدن تا چه حد می‌تواند به ضرر یک فرد و اطرافیانش تمام شود. با خودم تصمیم گرفتم به این آیه قرآن که می‌گوید: «چرا چیزی را می‌گویید که خودتان به آن عمل نمی‌کنید؟‌» توجه کنم و به خاطر سود شخصی به دیگران ضرر نرسانم.»

سیگار! نداریم
اهالی محله دستغیب می‌دانند که مصرف‌کنندگان انواع دخانیات نمی‌توانند در فروشگاه شمسی‌پور و پسرش دنبال سیگار بگردند به همین دلیل هم اگر کسی سراغ سیگارفروشی را از آنها بگیرد، نشانی این مغازه را به او نمی‌دهند. البته شمسی‌پور با سماجتی که در نفروختن سیگار دارد، در این راه با واکنش‌های متفاوتی هم روبه‌رو شده است. او می‌گوید: «پیش آمده که رهگذری نوشته روی دیوار را دیده و از من برای این کار خوب تشکر کرده است. حتی یک‌بار فردی که خودش سیگاری بود، وقتی فهمید ما اینجا سیگار نمی‌فروشیم، واکنش جالبی نشان داد، او تشکر کرد و گفت: «به خاطر این کار خوب، حداقل تا چند ساعت سیگار کشیدن را کنار می‌گذارم. اما همه مشتریان هم واکنش مثبتی از خود نشان نمی‌دهند بعضی‌ها سعی دارند ما را از این کار منصرف کنند. وقتی می‌گویم سیگار برای سلامتی‌تان مضر است، می‌گویند کاسه داغ‌تر از آش نشو و اگر شما نفروشید، بقیه هستند. من با این حرف‌ها دلسرد نمی‌شوم و نمی‌خواهم حتی در آسیب رساندن به سلامتی یک نفر سهمی داشته باشم.»

سهم ما در‌ ترویج خوبی
با اینکه جز تشکرهای‌گاه و بی‌گاه رهگذران و البته سیل انتقادات اطرافیان، از سیگاری‌ها گرفته تا کاسبان همسایه، چیزی نصیب شمسی‌پور نشده است، اما او از این کار رضایت قلبی به دست می‌آورد که او را به ادامه راه دلگرم می‌کند. او می‌گوید: «خیلی‌ها می‌گویند با این کار فقط خودمان را از سود حاصل از فروش سیگار محروم می‌کنیم. خودم هم می‌دانم که با این کار ممکن است فروش و درآمد ما کم شود، اما اصلاً اهمیتی ندارد. مهم سلامتی شهروندان است که ما به سهم خودمان باید برای آن تلاش کنیم.» شمسی‌پور معتقد است با اینکه این روزها دور کردن جوانان از تصمیم‌های زیان‌آور مثل استفاده از دخانیات چندان ساده نیست، اما همه ما وظیفه داریم جامعه را خانواده بزرگ خودمان بدانیم: «بعضی افراد می‌گویند تو چرا دلت برای آن فرد سیگاری می‌سوزد وقتی خودش به فکر سلامتی‌اش نیست؟ اما فکر می‌کنم ما نباید نسبت به همدیگر بی‌تفاوت باشیم. من با سیگار نفروختن، پدر و مادرها با راهنمایی فرزندشان، مسئولان با افزایش تعداد مراکز فرهنگی و ورزشی و هرکسی در هر جایگاهی که هست، با انجام‌کاری که از دستش برمی‌آید می‌تواند حداقل یک جوان را از خطر دخانیات دور کند.» شمسی‌پور می‌گوید: «از دیدن کودکان و نوجوانانی که والدین سیگاری، آنها را روانه مغازه کرده‌اند تا سیگار بخرند دلخور می‌شوم و دوست دارم به پدر و مادرها بگویم با این کار زمینه را برای گرایش فرزندشان به سیگار فراهم می‌کنند.»

توجه به بضاعت مشتری‌ها
در سوپرمارکت شمسی‌پور و پسرش سعی شده به جسم و روح شهروندان به یک اندازه توجه شود. آنها تصمیم گرفته‌اند همان‌طور که با نفروختن سیگار سعی می‌کنند اهالی محله را از ضررهای استعمال سیگار دور کنند، با انجام بعضی کارهای ساده در کاسبی‌شان مراقب روحیه اهالی هم باشند. مثلاً روی همه کالاهای چیده شده در قفسه‌های مغازه قیمت فروش به‌طور دقیق چسبانده شده است. قیطرانی‌نژاد می‌گوید: «در محله ما برخی افراد توانایی مالی کمی دارند و قدرت خریدشان پایین است. پیش می‌آید که مشتری به دلیل کافی نبودن پولش از خرید کالایی صرف‌نظر کند. با قیمت‌گذاری کالاها کار را برای چنین خریدارانی راحت کرده‌ایم. آنها دیگر ناچار نیستند مدام قیمت کالاها را از ما بپرسند و با حساب و کتاب و این پا و آن پا کردن احساس شرمندگی کنند.» البته که این مادر و پسر راه و رسم کاسبی حلال و نیکوکارانه را هم خوب رعایت می‌کنند. گاهی کالایی را به اسم فروش رایگان برای تبلیغات کارخانه، در میان خریدهای یک مشتری جا می‌دهند تا او بدون شرمنده شدن بتواند آن کالا را با خود به خانه ببرد. تا حد امکان هم سعی می‌کنند اگر خانواده نیازمندی می‌شناسند کالاها را به شکل نسیه در اختیارشان بگذارند.

راهنمای بچه‌های محله است
برای اهالی محله دستغیب که با قانون سوپرمارکت شمسی‌پور و پسرش آشنایی هستند، این تصمیم آنها دوست‌داشتنی و احترام برانگیز است. «مریم غفاری» یکی از اهالی محله می‌گوید: «اینجا همه اهالی می‌دانند که در این سوپرمارکت سیگار و فندک پیدا نمی‌شود. شاید سیگاری‌ها از این موضوع شاکی شوند اما برای ما که فرزند جوان داریم این یک امتیاز است.» غفاری می‌گوید: «من و بسیاری از همسایه‌ها خیالمان راحت است که اگر فرزند نوجوان‌مان را برای خرید به این سوپرمارکت بفرستیم انگار او را به کلاس درسی فرستاده‌ایم. او به آنها یاد می‌دهد از تفریحات نادرست و ناسالمی مثل سیگار کشیدن دوری کنند.»

سیگار بکشی باکلاس نمی‌شوی!
«سینا نظری» یکی از مشتریان جوان این سوپرمارکت می‌گوید: «روزهای اول وقتی می‌شنیدم مشتری سیگار می‌خواهد و با جواب «نداریم» خانم شمسی‌پور مواجه می‌شود، تعجب می‌کردم. چند بار خودم شاهد بوده‌ام که فردی وارد مغازه شده، درخواست فندک کرده و وقتی موفق نشده حتی یک دانه کبریت بگیرد با تمسخر بیرون رفته است، اما این مادر و پسر از کارشان پشیمان نشده‌اند.» سینا فکر می‌کند بعضی از همسن و سال‌هایش فقط برای اینکه به بقیه ثابت کنند بزرگ شده‌اند، سیگار می‌کشند. او می‌گوید: «دوست دارم به آنها بگویم با این کار باکلاس نمی‌شوید، خوشحالم که در محله ما که متأسفانه تعداد سیگاری‌ها و حتی معتادان کم نیست همسایه‌ای پیدا شده که برای سلامتی بقیه ارزش قائل است.»








ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code