منطقه 9

گوهــر بانو مشکل‌گشای محله ما

نویسنده: مهدی علومی
بیشتر اهالی محله‌های استادمعین و دامپزشکی «گوهر محمدی مقانکی» را می‌شناسند، نه برای اینکه 3 دوره به‌عنوان عضو شورایاری محله فعالیت دارد، بلکه برای کارهای خیری که انجام می‌دهد....
1396/09/04
  بیشتر اهالی محله‌های استادمعین و دامپزشکی «گوهر محمدی مقانکی» را می‌شناسند، نه برای اینکه 3 دوره به‌عنوان عضو شورایاری محله فعالیت دارد، بلکه برای کارهای خیری که انجام می‌دهد. بانوی خیّر 57ساله محله استادمعین، 30سالی است که با ایجاد خیریه‌ای خودجوش سعی کرده تا دست نیازمندان محله‌اش را بگیرد. محمدی نه تنها در کمک به نیازمندان پیشقدم بوده، بلکه زندگی دوباره‌ای به بسیاری از خانواده‌های آسیب دیده محله اهدا کرده است. فعالیت‌های خیرخواهانه او باعث شده تا اهالی محله استادمعین او را «مشکل‌گشای محله» بنامند. برای آشنایی با فعالیت‌های این بانوی هم‌محله‌ای سری به محله استادمعین زدیم تا حرف‌های اهالی را درباره کارهای خیر این هم‌محله‌ای‌شان بشنویم. همچنین به خیریه مسجد سید الشهدا(ع) در خیابان دامپزشکی رفتیم که به همت او راه‌اندازی شده است.

زندگی‌ام را مدیون او هستم
از ساکنان خیابان لعل آخر در محله استادمعین است. خود را «مجتبی» معرفی می‌کند. معتقد است زندگی‌اش را از حاجیه خانم «گوهر محمدی مقانکی» دارد. مجتبی می‌گوید: «به خاطر اعتیاد زندگی‌ام در حال فروپاشی بود. آن‌طور که شنیده‌ام، همسرم درباره مشکل زندگی‌مان با محمدی درددل می‌کند و حاجیه خانم تصمیم می‌گیرد مرا از این بیماری نجات دهد. روزی که حاجیه خانم محمدی به همراه مسئولان مرکز ترک اعتیاد به سراغم آمدند را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. آن روز برای فرار از دست مسئولان مرکز خود را به در و دیوار می‌زدم.» آقا مجتبی روزی که برای بستری شدن در مرکز ترک اعتیاد اعزام شد، از دست بانوی خیّر محله‌اش خیلی ناراحت بود. در حالی‌که به آن روز اشاره می‌کند، می‌گوید: «آن روز برای حاجیه خانم خط و نشان ‌کشیدم، اما حالا زندگی‌ام را مدیون او هستم. حاجیه خانم نه تنها زندگی من، بلکه زندگی‌ بسیاری افراد را از فروپاشی نجات داده است. آن‌طور که شنیده‌ام، برای نجات افراد آسیب دیده اجتماعی هر‌کاری از دستش بر می‌آید، انجام می‌دهد.» از میان حرف‌های او پیداست که اکنون بیش از یکسال است که از دام استاد رهایی پیدا کرده و می‌گوید: «به خاطر اعتیاد نمی‌توانستم کار پیدا کنم. خانم محمدی کمک کرد تا در کارگاهی مشغول به کار شوم. اگرچه درآمدم زیاد نیست، اما همین که زندگی آرامی دارم، راضی هستم.»

کمک به تهیه جهیزیه دختران نیازمند
نزدیک کوچه پورشمس او می‌بینم. خود را «مرضیه حمیدیان» معرفی می‌کند. وقتی درباره حاجیه خانم محمدی می‌پرسم، در حالی که به فکر فرو می‌رود، می‌گوید: «گوهرخانم را می‌گویید؟ همان که در خیریه کار می‌کند؟» وقتی پاسخ مثبتم را می‌شنود، می‌گوید: «از هم‌محله‌ای‌ها شنیده‌ام کارهای زیادی برای محله انجام می‌دهد. خانه‌ای که محل تجمع معتادان و کارتن‌خواب‌ها، بود با کمک او پاکسازی شده است.» به طرف مسجد سیدالشهدا(ع) راه می‌افتم. در نزدیکی مسجد 2 بانوی میانسال وقتی از موضوع گزارش مطلع می‌شوند، می‌گویند: «آشناها و فامیل نمی‌دانند تحت حمایت خیریه هستیم.» به آنها قول می‌دهم نامی از آنها در گزارش نبرم. خانمی که جوان‌تر است، درباره محمدی می‌گوید: «همسرم معتاد بود، به ناچار متارکه کردم. 3سالی می‌شود که سرپرستی دختر 8ساله‌ام را برعهده دارم. توسط یکی از دوستانم با خانم محمدی آشنا شدم. حاجیه خانم مرا عضو خیریه و کمک کرد در یکی از تالارهای پذیرایی شغلی نیمه وقت پیدا کنم.» خانم میانسال هم که خود را زهرا معرفی می‌کند، می‌گوید: «همسرم 6سال قبل فوت کرد. دخترم سال قبل ازدواج کرد و در مسجد با خانم محمدی آشنا شدم. وقتی فهمید برای تهیه جهیزیه دخترم مشکل دارم، مرا به خیریه معرفی کرد. امروز هم آمده بودم ماهانه‌ام را از خیریه بگیرم.»در حالی که خداحافظی می‌کنند، می‌گویند: «بنویسید حاجیه خانم زندگی‌اش را وقف اهالی کرده است.»

تلاش برای آبادانی محله
مغازه‌اش نزدیک کوچه شهید غیاثوند است. خود را «رضا جوادی» معرفی می‌کند و می‌گوید: «خانم محمدی نه تنها در کارهای خیر پیشقدم است، بلکه به‌عنوان یکی از اعضای شورایاری برای حفظ و‌‌‌‌ آبادانی محله هم قدم‌های زیادی برداشته است. او ارتباط نزدیکی با اهالی دارد و اگر مشکلی در محله ببیند، تا زمانی که آن را حل نکند، آرام نمی‌گیرد.» «محمدرضا حسین پور» ساکن جوان خیابان پورشمس هم درباره فعالیت‌های این بانوی هم‌محله‌ای می‌گوید: «14 سالی می‌شود که عضو شورایاری محله‌ است. او نه تنها در گرفتن دست نیازمندان پیشقدم بوده، بلکه مشکلات روشنایی بعضی از معابر محله‌ ما با کمک او حل شده و قدم زیادی برای آبادانی محله برداشته است.» آن‌طور که از میان حرف‌های هم‌محله‌ای‌ها پیداست، با کمک خانم محمدی خانواده‌های نیازمند زیادی تحت حمایت خیریه قرار گرفته‌اند. وقتی به خیریه مسجد سیدالشهدا(ع) سر می‌زنیم، متوجه می‌شویم که حدود 500 خانواده عضو آن هستند. این خیریه با کمک حجت‌الاسلام «محمود عبداللهی» امام جماعت مسجد سیدالشهدا(ع)، محمدی و جمعی از خیّران، اواخر دهه 70 فعالیت خود را شروع کرده است. مسئولان خیریه با اهدای سبدارزاق در مناسبت‌ها، پول نان، ماهانه و وام برای پیش پرداخت اجاره خانه، همچنین کمک به بیماران و معلولان نیازمند سعی می‌کنند دست نیازمندان را بگیرند.

 خوابی که به حقیقت پیوست
«گوهر محمدی» خیّر هم‌محله‌ای در خیریه مسجدسیدالشهدا(ع) مشغول رسیدگی به کارهای مددجویان است. او برایمان از روزهایی که به‌عنوان خانم جلسه‌ای برای هم‌محله‌ای‌هایش جلسات دینی برپا می‌کرد، تعریف می‌کند: «با وجودی‌که سیکلم را سال 53 گرفته بودم، اما حتی نمی‌دانستم چگونه زیارت عاشورا می‌خوانند. شبی خواب دیدم در خانه‌ای که هیئت‌های عزاداری وارد می‌شوند، روضه می‌خوانم. صبح همان روز وقتی برای خرید به میدان تره‌بار می‌رفتم، یکی از همسایگانم به نام «خورشید رؤیت‌وند» که از قدیم در خانه‌اش مجالس دینی برپا می‌کرد، سراغم آمد و خواست در جلسه‌ها شرکت کنم. در پاسخش گفتم بلد نیستم روضه بخوانم، اما دوست دارم در این راه قدم بردارم. از همان روز در جلسات دینی خاله خورشید حاضر می‌شدم و با بانوان، زیارت عاشورا و دعای توسل می‌خواندم.» حضور در جلسات دینی باعث شد تا خانم محمدی برای تحصیل وارد حوزه علمیه شود و در رشته علوم دینی ادامه تحصیل دهد. او در این‌باره می‌گوید: «سعی می‌کردم هرچه را که در حوزه یاد می‌گرفتم، در جلسات دینی منزل خاله خورشید به هم‌محله‌ای‌هایم یاد بدهم.»

حمایت از 500خانواده
تحصیل در علوم دینی باعث شد تا محمدی مباحث دینی و قرآنی را به خوبی یاد بگیرد. همین باعث شد در مجالس دینی خانه خورشید خانم به بانوان علاقه‌مند محله‌اش مباحث قرآنی را یاد دهد. بانوی فعال هم‌محله‌ای از آن روزها می‌گوید: «به یاد دارم اوایل دهه هفتاد بود که هیئت خانه خورشید خانم شکل رسمی‌تری به خود گرفت و به جای 2 روز در هفته، اغلب روزها برپا می‌شد. اسم هیئت را چهارده‌معصوم(ع) گذاشتیم.» حضور در هیئت و بیان مباحث دینی و آموزش قرآن راضی‌اش نمی‌کرد. دوست داشت بیشتر از این به هم‌محله‌ای‌هایش کمک کند. وقتی یکی از اقوامش پیشنهاد داد در این هیئت خیریه‌ای راه‌اندازی و دست نیازمندان را هم بگیرد، طولی نکشید تا این پیشنهاد را اجرایی و خیریه چهارده‌معصوم(ع) را راه‌اندازی کرد. محمدی می‌گوید: «سال 1374 بود که خیریه را در خانه خورشید خانم راه‌اندازی و 14خانوار نیازمند را شناسایی کردیم. سعی می‌کردیم کمک‌هایی که به دستمان می‌رسید را به‌طور مساوی بین این 14 خانواده تقسیم کنیم. بیشتر این خانواده‌ها بانوان بی‌سرپرست یا بدسرپرستی بودند که در جلسات هیئت توسط اهالی به ما معرفی می‌شدند. کم‌کم تعداد خانواده‌ها زیاد شد و به 40 خانواده رسید. از وقتی هم که خیریه را به مسجد سیدالشهدا(ع) منتقل کردم، افراد زیادی عضو شدند. حالا از 500 خانواده حمایت می‌کنیم.»





ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code